محمود احمدینژاد باز هم در تهران بود اما دوباره «صلاح» ندید به مجمع تشخیص مصلحت نظام برود و در صندلی كنار هاشمیرفسنجانی، آیتالله شاهرودی و برادران لاریجانی بنشیند.

محمود احمدینژاد باز هم در تهران بود اما دوباره «صلاح» ندید به مجمع تشخیص مصلحت نظام برود و در صندلی كنار هاشمیرفسنجانی، آیتالله شاهرودی و برادران لاریجانی بنشیند. تا بدین ترتیب «قهر» رئیس دولت دهم با مجمع تشخیص مصلحت نظام به دلیل حضور «برخیها» ادامهدار شود.
به گزارش تهران امروز، حال آنكه از قضا همین «چهرهها» این روزها در تلاش هستند تا به هر نحو ممكن میز وحدتی بچینند و دو طرف دعواهای اخیر را برای «آشتیكنان» دعوت كنند. نسخهای كه هاشمیرفسنجانی به كمك ریشسفیدان مجمع تشخیص مصلحت نظام در حال پیچیدن آن هستند برای دو طرف ماجرایی است كه تا كنون حداقل یك طرف با نیامدنهایش پیغامهای صریحی را به آنها مخابره كرده است چرا كه جلسههای مجمع تشخیص مصلحت نظام امری تشریفاتی نیست كه نرفتنهای مكرر رئیسجمهور به آن امری عادی تلقی شود و در چنین شرایطی كه گویا هنوز چهرههای شاخص مجمع نتوانسته سوء تفاهمها با یكی از اعضا را بر طرف كند در تلاش هستند حول پیشنهاد هاشمیرفسنجانی «طرح وحدت» را تدوین كنند.
ایدهای كه در بیرون مجمع تشخیص مصحلت نظام هم برخی ریشسفیدهای اصولگرا مانند مهدویكنی گرچه در یك ماه پیش با جدیت دنبال آن بودند اما به تدریج رگههایی از به «كما» رفتن آن در حال رویت است.
گرچه از مهدویكنی و جامعه روحانیت مبارز گرفته تا چهرههایی در قم كه یك ماه پیش بر وحدت سریع پافشاری میكردند دلایل «ناامید» شدن را صراحتا اعلام نكردند اما همگان پالسهایی قوی را از پاستور دریافت كردند كه یك طرف ماجرا «اصلا» نیازی به آشتی نمیبیند و با این اوصاف هر سناریویی برای پایان قهر، نوعی آب در هاون كوبیدن است. اما گویا مجمع تشخیص مصلحت نظامیها برخلاف طیف اول مایل هستند رفتارهای یك طرف هم در این ماجرا را نادیده بگیرند و در مقابل تاكید كنند كه وحدت «شدنی» است.
كاری كه محمدرضا باهنر یكی از همان مجمع تشخیصیهایی كه گفته است در نوشتن طرح وحدت دستی دارد هم به آن مصراست و دیروز بار دیگر خطاب به كسانی كه طرح وحدت و آشتی را شكست خورده میدانند، پاسخ داده: «برای جزئیات طرح هاشمی عجله نكنید. انشاءلله طرح هاشمی، طرح خوبی خواهد شد و به نتیجه میرسد.» همان طور كه علی مطهری هم كه همچنان مصر است «مهدویكنی» میتواند آبی روی آتش اختلافات باشد هم اقدام به موضع گیری كرده و در برابر افرادی كه شكست ایده او را هم مطرح میكنند، حرف جدیدی زده و گفته اصلا وحدت و آشتی پیش نیازش این هست كه موسوی و احمدینژاد هر دو همزمان معذرت خواهی كنند لذا به یاران احمدینژاد پیغام داده آنهایی كه فكر میكنند وحدت تا زمانی كه «سران فتنه» محاكمه نشوند بیفایده است، باید حواسشان باشد این طرف ماجرا هم دستی در این آتش داشته و نباید از كنار این موضوع با چشمان بسته رد شد.
با تمام این دفاعها، به هر حال سوالهای جدی بر سر ایده وحدت و آشتی در ذهن ناظران سیاسی وجود دارد كه طراحان تاكنون پاسخ صریحی به آن ندادهاند:گروهی از اصلاحطلبان عنوان میكنند كه باید رقیبی وجود داشته باشد و به رسمیتش شناخت و بعد هم سودای حذف آنها را در سر نداشت تا بتوان به دنبال وحدت رفت به همین دلیل هم در یك ماه گذشته بارها چهرههای میانه رو اصلاحطلب به میانهروهای اصولگرایادآوری كردند در حالی اصرار دارید بیرق وحدت را علم كنید كه حواستان نیست زیر سایه این بیرق رقیب اصلاحطلبی وجود ندارد و اگر «چپ» به هر دلیلی از سپهر سیاست ایران حذف شود دیگر«راست» هویتی ندارد. دلیل این نوع نگرششان هم اتفاقات رخ داده در سه ماه گذشته است و معتقد هستند تندروهای این طیف چنین الگویی را قبول ندارند و دوست دارند دستهبندیهای سیاسی كشور تغییر كند. شاهد مثال به سخنان برخی از اصولگراها اشاره میكنند كه در این مدت به صراحت گفتند رقیب اصلاحطلب به پایان خود رسیده است و اصولگرایان میتوانند به تنهایی در سپهر سیاسی كشور ادامه كار دهند به همین دلیل هم این طیف «وحدت» ریشسفیدان اصولگرا را نیامده محكوم به شكست میدانند تا اگر هاشمیرفسنجانی از وحدت میگوید و موتلفه و جامعه روحانیتیها به تب و تاب نوشتن پیش نویسهای وحدت میافتند، یك طرف ماجرا هشدار دهد چند قدم آن طرف تر گروههایی «ستیز» را بهجای «رقابت» سرلوحه قرار دادند و هدف شان نه پیشی گرفتن كه حذف دیگری است، در چنین شرایطی چگونه مجالی برای مردان میانه رو برای رخ دادن وحدت فراهم میشود؟ و به همین دلیل معتقد هستند آرزوی وحدت تا كنون در حد كلی گویی بوده و راه به جایی نبرده چرا كه اول از همه ریشسفیدها مطمئن شوند رو به رویشان رقیبی توان نشستن دارد بعد هم به رقیب اصلاحطلب اجازه بدهند سر میز مذاكره بنشینند و مذاكره و مصالحه و بعد رسیدن به وحدت را در دستور كارشان بگذارند.
هر اتحادی علیه ماست
در این سوی ماجرا پاستور نشینها هم با عینك خود به این ماجرا نگاه میكنند و الگوی ذهنی شان این است كه هر اتحادی شكل بگیرد نتیجهاش علیه آنهاست. سوالشان از طراحان صلح بسیار ساده است نشستن در یك ضلع این میز ریشسفیدی چند امتیاز به تابلوی آنها اضافه میكند و چند امتیاز به تابلوی رقیب اصلاحطلب؟ خودشان جواب میدهند ما هر امتیازی میخواهید شما بدهید را همین الان هم داریم. البته ریشسفیدهای صلحطلب حرف از بازگشت آرامش میزنند و معتقد هستند كه این آرامش برای هر دو طرف نفع است اما پاستور معتقداست همین الان هم آرامش هست و هر كس برهم زننده آرامش باشد به راحتی برخوردهای جدی با آنها صورت میگیرد.
آنها یك بار دیگر هم نشان دادند علاقه زیادی به این ماجراها ندارند، همان زمان كه علی لاریجانی تصمیم داشت بین سیاسیون اصلاحطلب و اصولگرای كشور، صلح و دوستی ایجاد كند، مراسم 30 سال قانونگذاری برگزار كرد و محمود احمدینژاد و دوستانش نیامدند، آن هم در روزهایی كه اختلافهای انتخابات مجلس هشتم به پایان رسیده بود و رئیس پارلمان با اندیشه هایش رویای «آشتی ملی» را در سر داشت و میخواست همه و همه را برای «اولینبار» زیر یك سقف جمع كند، پاستور نشینها پیغام فرستادند «ما نمیآییم» تا از عزتالله سحابی و چهرههای نهضت آزادی تا روحالله حسینیان و راستیترین چهرهها بیایند و پاستور تنها به دلیل اینكه «نفعی» از این هم نشینی ندید، نیامد.
و حال كمتر از شش ماه غایبان دیروز در برابر دوستانی كه امروز رویای ریشسفیدی در سر میپرورانند پیغام میدهند «آشتی نمیكنیم» و البته دلیل هم دارند؛ به صراحت در رسانههای خود عنوان میكنند برنده بازی چه نیازی به صلح و آشتی با بازندهها دارد؟آنها میگویند خطا از طرف مقابل بوده و این خطا موضوعی نیست كه با مذاكره حل شودتخلفی صورت گرفته و رسیدگی به آن در دادگاه میباشد نه در مذاكره و رایزنی. آنها یك بحث دیگر را هم مطرح میكنند مبنی بر اینكه اساسا طرح وحدت بهدنبال عوض كردن شاكی و متشاكی است و از اینرو اساسا محلی از اعراب ندارد. اگر آذر 87 احمدینژادیها حتی حاضر نشدند برای صرف یك چای و شیرینی در كنار رقبای چپ قرار بگیرند، امروز كه جایگاه خود را فراتر از این میبینند كه از ظن خودشان با «بازنده»ها برای مذاكره دور یك میز بنشینند. تا از این منظر هم طرح «وحدت ملی» آب در هاون كوبیدن باشد به ویژه اگر طراحش هاشمیرفسنجانی باشد كه از نگاه آنها، خودش یك ضلع از طیف مقابل است كه نباید به او هم امتیاز داد.
دستور كار اجرایی را مشخص كنید؟
البته افراد در میدان تنها محدود به این گروه نیستند چرا كه از میان میانه روهای هر دو طرف هم كم نیستند چهرههای سیاسی كه عنوان میكنند «آشتیكنان» راهحل ریشهای برای رفع مشكلات نیست و این راه حل موقت هیچ یك از گرههایی كه در این سه ماه كور شده را واقعا باز نمیكند. در نهایت معتقد هستند كه ریشسفیدی تازه اگر از كلیگویی خارج شود و به مرحله اجرا برسد در نهایت یك مرحلهگذار از بحران است و بس و نمیتوان امیدوار بود اختلافها را ریشهای حل كند. سوالهای این طیف هم از نگاه خودشان ساده است؛ میپرسند مشكل كنونی در جامعه سیاسی كشور چه هست؟ آیا مشكل همچنان ابهام در روند انتخابات است و قرار است بر سر آن مصالحه صورت بگیرد یا مشكل اتفاقات پس از آن مانند دستگیری چهرههای اصلاحطلب سیاسی است و مصالحه قرار است حول آن بچرخد؟ این طیف میگویند طراحان صلح تاكنون كلی گویی كردهاند و چون از چارچوبهای صلح و وحدت حرفی نزدند حكایت فیلی در تاریكی است كه خیلی طبیعی است كه هر دو طرف بهراسند و حاضر نشوند به آن نزدیك شوندو هر یك از ظن خود به نقدش میپردازند یا از ضرورت آن سخن میگویند. اتفاقا بحث این گروه نظر به نظرات دو گروه فوق است كه وقتی حجم اختلافی وجود دارد اساسا چگونه میتوان به تحقق وحدت امیدوار بود. تحقق وحدت بر بستر یك دستور كار مشترك میان طرفین حاصل میشود و اكنون شواهد كمی برای وجود این دستور كار مشترك میان طرفین وجود دارد.
نسخهای كه هاشمیرفسنجانی به كمك ریشسفیدان مجمع تشخیص مصلحت نظام در حال پیچیدن آن هستند برای دو طرف ماجرایی است كه تاكنون حداقل یك طرف با نیامدنهایش پیغامهای صریحی را به آنها مخابره كرده است چرا كه جلسههای مجمع تشخیص مصلحت نظام امری تشریفاتی نیست كه نرفتنهای مكرر رئیسجمهور به آن امری عادی تلقی شود.