روحالله طباطبایی

چشمانداز سال آینده كشور حاوی هشدارهای مهمی است. از یكسو در بعد اقتصادی با تداوم ركود جهانی و باقیماندن قیمت نفت در حد 70دلار، اقتصاد ایران كه طی چهار سال گذشته خود را با نفت 90دلاری تنظیم كرده بود دچار اختلال شده است.
كندی و متوقف شدن بسیاری از پروژههای عمرانی و صنایع تولیدی به همراه افت درآمد مردم، تورم و كسری بودجه كشور نشان میدهد كه اگر چه دولت سال 1388 را با مصرف باقیمانده موجودی ذخیره ارزی سپری كرده است اما برای سال 1389 باید فكر جدی درباره كاهش هزینههای دولت صورت گیرد وگرنه نامتناسب بودن دخل و خرج منجر به بحران فراگیر اقتصادی به ویژه در شش ماهه دوم سال آینده میگردد. در این شرایط نامتقارن اقتصادی، هدفمندسازی یارانهها نیز میتواند برپیچیدگی كلاف سردرگم اقتصادی كشور بیفزاید،كاهش مداوم اعداد وعده داده شده به مردم كه از 70 هزار تومان شروع و امروز به حدود 15 هزار تومان رسیده است؛ نشان میدهد اگر دولت نسبت به شفاف كردن این طرح و اعلام دقیق میزان افزایش قیمتها و یارانه نقدی اقدام نكند و با بحثهای كارشناسی این موضوع بررسی و تبیین نگردد جامعه در برابر گران شدن شدید و یكباره انرژی و دریافت رقمی بسیار كمتر از حد انتظار واكنش نشان میدهد.
از سوی دیگر شرایط در سیاست خارجی كشور نیز در موقعیت حساسی قرار دارد. حمایت روسیه و چین از موضع جمهوری اسلامی در پرونده هستهای روز به روز بر اثر فشارهای آمریكا و اولویت منافع این كشورها كمرنگتر میشود و همه میدانند كه نمیتوان به آنها اتكا داشت.
آماده شدن غرب برای تصویب قطعنامه جدید در اسفندماه سال حساسی را در پیشروی دیپلماسی ما نشان میدهد. با این همه این دو مشكل چندان برای نظام جمهوری بیسابقه نیست، در طول سی سال گذشته به ویژه دهه اول انقلاب شاهد همزمانی فشارهای اقتصادی و خارجی بر نظام بودیم كه بهترین مثال آن سالهای 1364 تا 1366 است كه با وجود سقوط قیمت نفت به حدود 10 دلار و همزمان با جنگیدن با رژیم بعثی عراق و حامیان قدرتمند آن، نظام جمهوری اسلامی توانست همزمان پیروزیهای بزرگی را كسب كند، در عرصه دیپلماسی نیز با وجود حمایت همزمان و بیسابقه دو ابرقدرت شرق و غرب از رژیم متجاوز صدام در قطعنامه 598 كه یك پیروزی دیپلماتیك بزرگ برای ایران بود در همین دوره به تصویب شورای امنیت سازمان ملل رسید و زمینه پایان پیروزمندانه جنگ را فراهم كرد. اما پرسش اینجاست كه چگونه نظام توانست آن شرایط دشوار را سپری كند و سرافراز از این آزمون خارج شود.
پاسخ را باید در همدلی حاكم میان مسئولان كشور در آن دوره یافت. حمایت یكپارچه مردم از نظام، تعامل بین جریانهای سیاسی داخلی و تدبیر حاكم بر كشور حول رهبری امام خمینی(ره) رمز عبور نظام از آن گردنه خطرناك بود. امروز دقیقا همین نكته میتواند رمز پیروزی ما در این مرحله باشد.حلقه گمشده امروز ما، فقدان همدلی و وحدت در جریانهای سیاسی و انتقال آن به جامعه است.
اگر امروز در كنار مسائل اقتصادی و تهدیدات خارجی، نگرانی از مسائل داخلی، به مشغله و گرفتاری ذهنی مسئولان تبدیل شده است دیگر نباید انتظار نتایج درخشان گذشته را داشت. رمز پیروزی در برابر مشكلات خارجی و اقتصادی، وحدت و یكدلیای است كه امروزه به متاعی ضروری در جامعه تبدیل شده است.
از یكسو فضای تخریب و تخطئه در میان اصولگرایان به شدت رواج یافته است، دستاوردهای بزرگ عمرانی مدیران اصولگرا در پای مصالح سیاسی نادیده گرفته میشود، به مجلس كه به تعبیر امام خمینی(ره) در رأس امور قرار دارد به صرف انتقادات ملایم و نظارتی نهچندان سختگیرانه تاخته میشود،دستورات صریح رهبری مبنی بر پرهیز از استفاده از عناصر مسالهدار و جنجالی در مسئولیتهای مهم نادیده گرفته میشود و این جریان فتنهگری در فضای رسانه و ایجاد شكاف در جامعه و نخبگان را با وجود نهیبهای رهبر انقلاب ادامه میدهد.
به جای مدارا و مهربانی، تهدید و طعنه از سخنان مسئولان نسبت به هم شنیده میشود.
در سایر جریانات سیاسی نیز تبعیت لازم از رهنمودهای مشفقانه رهبری مبنی بر همراهی با نظام و پرهیز از اختلافات به چشم نمیخورد.
بیانیهها و مصاحبههای پیاپی سران معترضان فضای لازم برای خاموش شدن آتش فتنه را ایجاد نمیكند و كماكان این مردم و نظام هستند كه باید هزینههای سنگینی را بپردازند. باید بپذیریم كه همزمان نمیتوان در سه جبهه جنگید و برای عبور از چالشهای اقتصادی و دیپلماتیك شدیدا به همراهی و یكدلی مردم و خواص نیازمندیم؛ نیازی كه فرصت زیادی برای تامین آن باقینمانده است، چند روز باقیمانده از دهه فجر و ماه پایانی سال، بهترین فرصت برای دفن كردن فتنه در سال 1388 و تجدید قوا برای دست و پنجه نرم كردن با مشكلات جدی پیش رو در سال آینده است. پس به یاد داشته باشیم، نباید توانمان را در سه حوزه پراكنده سازیم.
تهرانامروز