جمهوری اسلامی: خط لوله گازی تركمنستان به چین به طول 7 هزار كیلومتر با حضور روسای جمهور چین تركمنستان قزاقستان و ازبكستان طی روزهای گذشته مورد بهره برداری قرار گرفته است . قرار است سالانه 40 میلیارد متر مكعب گاز از طریق این خط لوله به چین صادر شود .
اگرچه معمولا طرحهای عظیمی در این حد و اندازه با حاشیه و جنجال فراوانی پیگیری می شوند اما اصل این طرح عملیات اجرائی و حتی بهره برداری آن در میان سكوت تقریبا كامل به تصویب رسید اجرا شد و در خط تولید و بهره برداری قرار گرفت . بطور طبیعی خطوط لوله با شرایط و موقعیتی تقریبا مشابه قبل از طرح و تصویب هم با جنجالهای رسانه ای مواجهند و از جمله خط لوله نفتی « باكو ـ جیهان » و « ناباكو » با تنش های فراوان سیاسی ـ تبلیغاتی همراه بوده و هستند.
با در نظر گرفتن اینكه مصرف كننده اصلی خط لوله 7 هزار كیلومتری احداث شده نهایتا و عمدتا چین خواهد بود به نظر میرسد پكن سعی دارد با « چراغ خاموش » و به دور از جنجالهای رسانه ای و سیاسی به طرحهای بلندپروازانه اش در قلمرو تامین و تضمین « امنیت انرژی » جامه عمل بپوشاند.
چین طی سالهای اخیر با برنامه ریزی در جهت حضور در قلمرو فعالیتهای عظیم نفت و گاز به سرمایه گذاری استراتژیك در صنایع نفت و گاز آسیا و آفریقا پرداخته و با در نظر گرفتن سكوت نسبی پكن درخصوص طرحهای پردامنه ای از این دست شاید ارزیابی تمامی ابعاد سیاستهای چین در قلمرو امنیت انرژی قابل جمع بندی نباشد و نتوان به درستی و با اطمینان درباره تمامی ابعاد سرمایه گذاریهای نفتی ـ گازی پكن سخن گفت .
مهمترین سرفصل های سیاستگذاری پكن در این قبیل موارد را می توان بدین ترتیب فهرست كرد.
1 ـ پرهیز از هرگونه تبلیغات رسانه ای و جوسازی سیاسی ـ تبلیغاتی كه می تواند سایر كشورها و بویژه رقبای چین را نگران سازد و آنها را برای كارشكنی در این زمینه وسوسه كند.
2 ـ اتكای كامل و جامع به شركتهای چینی كه باعث شود تمامی مراحل كار از شناسائی مناطق مناسب امكان سنجی اكتشاف حفاری بهره برداری و حتی احداث خطوط لوله برای انتقال انرژی به همراه انجام تمامی بررسی های مهندسی ارزیابی و نظارت را بصورت یك « بسته كامل » توسط طرفهای چینی به پیش ببرد و هیچ یك از حلقه های كار در اختیار شركتها و مشاورین غیرچینی قرار نگیرد. این سیاست علاوه بر اینكه تدریجا باعث ورزیده شدن شركتها و مشاورین چینی می شود از كارشكنی و تاثیرگذاری مستقیم و غیرمستقیم رقبا در این زمینه جلوگیری كرده و نقش چین در تامین و تضمین اهداف و برنامه های خود را « حداكثر » می كند.
3 ـ علیرغم آنكه چین در قلمرو فعالیتهای نفت و گاز به مقایسه با سایر كشورها « نوپا » محسوب می شود ولی شتاب و اعتماد به نفس پكن در این مقوله به شدت قابل توجه است . اجرائی شدن كار عظیمی همچون احداث خط لوله 7 كیلومتری كه از خاك 3 كشور تركمنستان ازبكستان و قزاقستان عبور می كند و در نهایت وارد خاك چین می شود به خودی خود پشتوانه های اجرائی پكن در این مقوله را گوشزد می كند. بویژه آنكه بدون استثنا تمامی مراحل عملیات مهندسی و اجرائی آن از جمله اكتشاف حفاری طراحی مهندسی و اجرای خطوط لوله در میدان « باغتیارلیق » دردست شركتهای نفت و گاز چین بوده است .
علاوه بر این قرار است این خط لوله بتواند از گازهای استحصالی از حوزه گازی « آمودریا » نیز تغذیه شود و آنرا به مراكز مصرف ارسال كند. این ابتكار عمل پكن به خوبی نشان می دهد كه چین با در پیش گرفتن یك سیاست انرژی خاص درصدد تثبیت جایگاه خود در جمهوریهای جوان و كشورهای جدا شده از ساختار اتحاد شوروی سابق است و با حضور پررنگ ولی بدون سرو صدا از یكطرف سعی دارد دیگران از جمله روسیه را « تحریك به واكنش » كند و از سوی دیگر رقبای نفتی غربی حاضر در آسیای میانه و قفقاز را با « چراغ خاموش » به گونه ای جا بگذارد كه فردا هم چندان فرصتی برای رقابت برای آنها باقی نمانده باشد.
4 ـ سیاستهای امروز چین در قلمرو انرژی به نظر می رسد اهداف بلندمدت دیگری را هم تعقیب می كند كه مشخصا در زمینه « امنیت انرژی » قابل تعریف است . اقتصاد چین در 2 دهه اخیر عموما یك رشد دو رقمی را تجربه كرده است . آمریكا و اتحادیه اروپا تقریبا همیشه درخصوص میزان رشد اقتصادی چین با این كشور چالش داشته و دارند.
غرب در یك موضع تقریبا واحد و مستمر اقتصاد پویای چین را « اژدهای خفته » نامیده و با حملات حاكی از نگرانی پیامدهای بیداری این غول خفته را به همگان گوشزد می كند تا آنها را هم نگران و با خود علیه چین همراه سازد.
تراز بازرگانی چین و آمریكا همواره به نفع پكن مثبت بوده و طی دهه اخیر بطور متوسط هر ساله تقریبا 200 میلیارد دلار بیشتر و به نفع چین بوده است . این بدان معنی است كه چین بویژه در سالهای افول اقتصادی آمریكا نه تنها ضرر و زیانی را شاهد نبوده بلكه از این فرصتهای طلائی بهره های فراوانی برده است .
چین طی سالهای اخیر برای خرید برخی از كمپانیهای عظیم نفتی آمریكا خیز برداشت و اگر مخالفت و ممانعت جدی كنگره آمریكا نبود این كمپانیها اكنون مدیران عامل چینی می داشتند. آمریكا همواره برای تاثیرگذاری بر « امنیت انرژی چین » بعنوان راهكاری برای « مهار پكن » وسوسه شده و تقریبا از هر اهرم فشاری در جهت تحقق این هدف بهره برده است . غرب در همین طرح كه روزهای گذشته افتتاح شد باندازه توانش كارشكنی كرده و حتی صدور گاز تركمنستان به چین را مقرون به صرفه نمی دانست و تصریح كرد كه اجرای این طرح عظیم بدون تكیه بر تكنولژی و سرمایه غرب امكان پذیر نیست .
در واقع چین هم در معرض یك « تحریم اعلام نشده » از سوی غرب قرار دارد و اگرچه از تكنولژی و تجهیزات چندان پیشرفته ای برخوردار نیست ولی توانست یك رویای غیرممكن را در « باغتیارلیق » عملی كند و ضریب امنیت ملی خود را با تامین و تضمین امنیت انرژی ارتقا بخشد.
5 ـ تا اینجای مسئله ظاهرا به دیگران مربوط می شد ولی سئوال جدی امروز ما اینست كه نقش و جایگاه ما در امنیت انرژی چین و دیگران چقدر است و چگونه می توان این میزان را ارتقا بخشید این سئوال دو جنبه دارد.
الف ـ تركمنستان و سایر كشورهای آسیای میانه و قفقاز اگرچه از منابع عظیم نفت و گاز برخوردارند ولی دسترسی مستقیم به دریا و بازارهای اصلی مصرف انرژی ندارند. آیا ما می توانیم در این زمینه نقشی ایفا كنیم و سهم و جایگاهی برای كشور در این مقوله ترسیم نمائیم البته به این سئوال مقدر پیشاپیش پاسخهائی داده شده و ما امروزه در چارچوب موسوم به « سواپ » به انتقال نفت و گاز مشغولیم ولی با در نظر گرفتن نیازهای طرفهای مقابل و تحركات شدید و پردامنه دیگران در این زمینه باید این سئوال را مجددا مطرح سازیم نقش خود را « باز تعریف » كنیم و پاسخهای بهتر و مناسب تری را برای آن بیابیم كه برای ارتقا نقش و جایگاه ایران در این مقوله چه تصمیمات و اقدامات جدیدی قابل بررسی است
ب ـ چین با رشد اقتصادی فزاینده اش تقریبا همیشه « تشنه انرژی » است . سهم ما از بازار مصرف انرژی چین چیست و چه می تواند باشد موضوع صادرات گاز ایران به چین از سالها پیش مطرح بوده ولی اقدامات قابل ذكری در این زمینه مشاهده نمی شود كه از یكطرف سهم و جایگاه ایران را در بازار مصرف انرژی چین « تثبیت » نماید و از طرف دیگر عطش انرژی چین را پاسخگو باشد.
چین با عملكرد خود برای سرمایه گذاری در آفریقا و آسیا به سوی كشورهائی متمایل شده است كه استقلال عمل بیشتری نسبت به غرب از خود نشان داده اند. ایران از این دیدگاه دارای امتیازات فراوانی است . این امتیاز ما در این مقوله می تواند و بایستی جایگاه ایران در تامین امنیت انرژی چین و دیگران را بیش از پیش تثبیت كند. این مقوله باعث تقویت و ارتقا و امنیت ملی كشور می شود و عمق استراتژیك نظام را بیشتری می كند. ما با درك این حساسیتها ظرافتها و پیچیدگیها بهتر می توانیم در تصمیم سازیهای حال و آینده هوشمندی و تدبیر لازم و مورد انتظار را نشان دهیم و در مسیری حركت كنیم كه منافع و مصالح كشور نیز دقیقا اقتضا می كند.