شرکت کارخانجات گچ سپید گچ ساوه
پایگاه فرهنگی و اطلاع رسانی حریم یاس
پایگاه اطلاع رسانی آل محمد(ص)
سامانه هوشمند اطلاع رسانی مدیا
پایگاه خبری قلمدونی
نسخه مناسب چاپ
نسخه مناسب ذخيره
ارسال به ايميل دیگران
ارسال به ياهو مسنجر
نظرات [0]
اندازه متن: +  -
تعداد بازديد: 33
کد خبر: 2299
محكمه‌ای با قاضی گلدستون
کیهان، حسام الدین برومند: این روزها منابع خبری همچنان از حملات موشكی و هوایی عربستان به مناطق مسكونی و روستاهای یمن بخصوص منطقه شیعه نشین «صعده» خبر می دهند. نسل كشی آشكاری كه این بار در نوك پیكان آن نه صهیونیست های كودك كش بلكه یك رژیم آمریكایی و به ظاهر اسلامی قرار دارد.

در جنگ 2008 غزه جای تعجب نبود كه سردمداران تل آویو در راستای منافع درهم تنیده و گره خورده شان با واشنگتن ساز جنایات و كشتار و خونریزی كوك كنند تا اهداف جاه طلبانه و وقیحانه شان را جامه عمل بپوشانند. از همین روی كلكسیونی از جنایات علیه بشریت، جنایات جنگی و جنایت علیه صلح به راه انداختند تا با تضعیف «خط مقاومت» از بن بست هویت و مشروعیت خلاصی بیابند و با زور و كشتار و قتل عام گسترده مردم و غیر نظامیان در منطقه غزه به حیات خود كه انبوهی از پلیدی ها و پلشتی ها در آن موج می زند چند صباحی بیفزایند.

اما به بركت جنبش بیداری اسلامی در منطقه و همچنین خیزش ملت های آزاده آنچه كه در پایان جنگ 22 روزه غزه رقم خورد مطالبه افكار عمومی جهان در تعقیب و محاكمه سران متجاوز رژیم صهیونیستی بود. خواسته گسترده و روزافزون نه تنها مسلمانان دنیا بلكه آحاد انسان هایی كه جنایات وحشیانه صهیونیست ها را برنمی تافتند باعث شد تا سازمان ملل كه در جلوگیری این جنگ هیچ نقشی را برعهده نگرفته بود و شورای امنیت این سازمان- به عنوان نهادی كه مسئولیت صلح و امنیت بین المللی را بنابر منشور ملل متحد برعهده دارد- تنها با صدور قطعنامه ای بی خاصیت آنهم پس از دو هفته از شروع جنگ عملاً به وظایف مصرح قانونی خود پشت كنند، بالاخره دستور شكل گیری «كمیته حقیقت یاب» را برای بررسی جنایات صهیونیست ها در جنگ غزه صادر نماید.

این كمیته در گزارشی 547 صفحه ای كه نتیجه پرونده ای 20 هزار صفحه ای مشتمل بر اسناد و مدارك متعدد و مختلف بود رژیم صهیونیستی را مسئول جنایات جنگی در غزه دانست. گزارشی كه با امضای قاضی سرشناس یهودی تبار و بازرس سازمان ملل- ریچارد گلدستون- در شورای حقوق بشر علی رغم كارشكنی های سران متجاوز و جانی صهیونیستی كه سعی داشتند تا مارس 2010 آن را به تعویق بیندازند به تصویب رسید و پس از تصویب آن در مجمع عمومی سازمان ملل متحد اكنون به شورای امنیت رفته است.

بنابراین آنچه كه امروز در محیط منطقه ای و بین المللی شاهد آن هستیم این است كه صهیونیست ها برخلاف تمام تحركات و تلاش های افزون طلبانه در باتلاقی سخت گرفتار شده اند و در رسیدن به اهداف جاه طلبانه شان ناكام مانده اند.
از سوی دیگر، كاخ سفید نیز كه با استقرار دولت اوباما از حدود یك سال پیش سعی داشت شكست های مفتضحانه رژیم صهیونیستی در جنگ 2006 لبنان و 2008 غزه را به نحوی ترمیم نماید و با نقاب «تغییر» طرح به اصطلاح صلح خاورمیانه را به میان كشیده بود نه تنها در به اجرا درآوردن حداقل نشانه هایی از «صلح» واقعی موفق نبود بلكه افكار عمومی منطقه به درستی دریافت كه حنای صلح آمریكایی ها رنگی ندارد و آن چیزی كه واشنگتن تحت عنوان طرح به اصطلاح صلح اوباما دنبال می كند چیزی جز وجه المصالحه قراردادن حقوق حقه ملت مظلوم فلسطین نیست چرا كه با خوی وحشیانه سران تل آویو و اظهارات بی شرمانه و گستاخانه آنها درباره مردم فلسطین (و از جمله شروط یك سویه و زیادت خواهانه نتانیاهو درباره تشكیل دو كشور مستقل فلسطینی و صهیونیستی) و حمایت های پیدا و پنهان واشنگتن، شكی باقی نمانده است كه تمام روزنه های صلح مسدود است، اگرچه صلح- بخوانید سازش- نیز به نوبه خود یك خیانت بزرگ است، چرا كه عادلانه ترین و قانونمندترین راه برای بازگشت آرامش به خاورمیانه محو كامل رژیم صهیونیستی از جغرافیای سیاسی منطقه است. به نظر می رسد آمریكایی ها و صهیونیست ها برای مقابله با «جریان مقاومت» و ادامه چپاولگری و خونریزی در منطقه پروژه جدیدی را تعریف و ساماندهی كرده اند؛ «پروژه شلیك به وحدت امت اسلام با گلوله تفرقه از طریق سلاح فتنه میان شیعه و سنی».

از همین رهگذر باید نسل كشی شیعیان یمن از سوی عربستان سعودی را ادامه جنگ غزه دانست. با این تفاوت كه در جنگ 22 روزه غزه و حتی قبل از آن جنگ 33 روزه نقش كشورهایی مثل عربستان مخفیانه بود اما اكنون در جنگ صعده آل سعود از سوم نوامبر (12 آبان) بطور آشكار و علنی نقش پیاده نظام آمریكایی ها را برعهده گرفته است.
این نقش هنگامی برجسته تر می شود كه مشخص می گردد آمریكا در همین ایام اخیر توافق نامه همكاری نظامی و امنیتی میان «صنعا» و «واشنگتن» را نهایی كرده است.

به تعبیر دیگر اكنون آنچه كه در شمال غرب یمن به كشتار صدها نفر انسان های بی گناه و آواره شدن هزاران نفر از كودكان و زنان و غیرنظامیان انجامیده است و در این میان دولت عربستان از انواع بمب های فسفری و سلاح های ممنوعه با نقض قواعد اولیه حقوق بین الملل بهره می برد چیزی جز نسل كشی شیعیان با مباشرت «منافقین امت اسلامی» نیست امروز «خط نفاق» كه تا دیروز به صورت خزیده و با چراغ خاموش در نسل كشی مسلمانان غزه و لبنان سهم بسزایی داشت نه در كسوت معاضدت یا معاونت كه بصورت مباشرت مستقیم ترور «جریان مقاومت» را نشانه رفته است. از همین روی ذكر نكاتی ضروری است:

1- ماموریت دولت عربستان در برافروختن شعله فتنه میان ملت های مسلمان و انحراف افكارعمومی بر موضوع جنگ صعده آنهم در شرایطی كه گزارش گلدستون به شورای امنیت سازمان ملل رفته و عموم ملت های آزاده و مستقل دنیا محاكمه سران رژیم صهیونیستی را انتظار می كشند خیانتی نابخشودنی است كه كشورهای مسلمان باید با كیاست و درایت از پیشروی و گسترش این جنگ و درگیری به سایر سرزمین های اسلامی جلوگیری نمایند. چرا كه دولت ریاض با تفكر وهابی و ضدانسانی خود اكنون در زمین آمریكایی ها به خوبی به بازی گرفته شده است و همچنانكه ناظران و تحلیلگران معتقدند امكان گسترش این درگیری و درگیر كردن بسیاری از كشورهای مسلمان محتمل به نظر می رسد. ضمن آنكه عربستان دراین راه مصر و اردن را نیز با خود همراه كرده است.

2- سازمان كنفرانس اسلامی نباید تنها به صدور بیانیه یا برگزاری چند اجلاس و نشست بسنده كند. در شرایطی كه شیوه و روش نظام سلطه در برخورد با جریان مقاومت و سركوب جنبش بیداری اسلامی تغییر یافته و از تاكتیك های پیچیده و چند لایه بهره می برد و به دنبال عملیاتی كردن « ایده تفرقه» در میان كشورهای اسلامی است انتظار می رود این سازمان با فهم درست از اوضاع و احوالی كه «فتنه» در آن غالب شده است به درستی وظیفه تاریخی خود را انجام دهد. سازمان كنفرانس اسلامی در جنگ غزه به نقش واقعی خود عمل نكرد و هر چند بر روی رژیم صهیونیستی متمركز شد اما درباره مصر، اردن و عربستان هیچ موضعی نگرفت و به سكوت از آن عبور كرد.

مجامع و نهادهای حقوق بشری باید هرچه زودتر در برابر جنایات جنگی دولت عربستان موضع بگیرند و هرچند نهادهای مسئول در سازمان ملل بعضاً به ابزار دست چند قدرت غربی بدل شده اند و رویكرد و اقدامات تبعیض آمیز آنها داستان بلندی است كه نیاز به تكرار آنها نیست.

(از باب نمونه- و تنها نمونه- دیوان كیفری بین المللی در مسئله اختلافات داخلی كشور سودان ورود پیدا می كند و حتی به ناحق حكم جلب حسن عمر البشیر را صادر می نماید اما در برابر جنایات جنگی و نسل كشی عربستان در یمن سكوت اختیار كرده است.)

اما موج فزاینده افكارعمومی دنیا و مجامع حقوق بشری همچنانكه سازمان ملل متحد را ناگزیر كرد تا با تشكیل كمیته حقیقت یاب جنایات جنگی صهیونیست ها را مورد واكاوی قرار دهد این پتانسیل را دارد كه در جنگ صعده نیز این خواسته متحقق شود و بستری فراهم شود تا حاشیه امن جانیان و متجاوزان از میان برود و یا دستكم این كه رسوایی آنها فراگیر شده و ملت های مسلمان وظیفه خویش را در قبال این خیانت بزرگ روشن تر دریابند.

بنابراین شایسته است یك كمیته حقیقت یاب تشكیل شود تا جنایات مثلث فتنه و شرارت در میان كشورهای اسلامی- عربستان، مصر و اردن- را نه تنها در جنگ صعده بلكه در جنگ 2006 لبنان و 2008 غزه بررسی نماید و از آنجائیكه چنین انتظاری به علت نفوذ برخی قدرت ها در اركان سازمان ملل فراتر از واقعیت های كنونی محیط بین المللی است به نظر می رسد تنها یك راه در صحنه عمل باقی می ماند؛ تشكیل یك دادگاه ویژه اسلامی كه در آن یك همچون قاضی گلدستونی حداقل های انصاف و عدالت و قانون در برابر حجم انبوهی از جنایات و كشتار و خونریزی را در نظر بگیرد.
نظرات [0]
اطلاعات شما ذخيره شود ؟
متن مورد نظر:
بیمه دانا
بانک صادرات
سایت خبری تحلیلی عبور
همگان کار صنعت
شیعه ها
بازديد امروز:2974
بازديد ديروز: 4269
بازديد از ابتدا:998510
سفیر نیوز